|
 |
صفحه اصلی
روانشناسی
)) |
|
|
زماني
كه نوزاد متولد ميشود، والدين عكسالعملهاي گوناگوني از خود نشان ميدهند،
بعضيها از خوشحالي فرياد برمي آورند و عدهاي با اين احساس كه ممكن است
نتوانند فرزندشان را درست تربيت كنند، دلواپس و نگران ميشوند. بنابراين بسياري
از عكسالعملهاي ما به صورت آگاهانه و يا ناخودآگاه با عكسالعملهاي
والدينمان نسبت به ما در كودكي ارتباط دارد.
|
1.1 |
|
زماني كه مادر پس از تولد اولين نوزاد خود از بيمارستان به خانه برمي گردد،
روابط خانوادگي نيز تغيير پيدا ميكند. پدر خانواده كه قبل از تولد كودك، محبت
همسرش تمام وقت متوجه او بوده است، درمي يابد كه همسرش زمان درازي را صرف نوزاد
ميكند. او ناگهان احساس ميكند كه قادر نيست نقش همسر و يا پدر را بازي كند.
|
1.2 |
|
اگر پدري از توجه همسرش به فرزند، ناراحت و عصباني ميشود و يا در خود هيچ كششي
نسبت به نوزاد احساس نميكند، بايستي براي پيدا نمودن دليل آن به جستجوي
خاطراتي بپردازد كه در زمان كودكي نسبت به تولد خواهر يا برادرش، احساس ميكرده
است.
|
1.3 |
|
از طرفي بسياري از پدرها فكر ميكنند كه مراقبت از نوزاد، تنها
وظيفه و مشغوليات مادر است و آنها نبايد در اين كار دخالت نمايند. در حالي كه
اين برداشت اشتباهي است و پدران بايستي از بدو تولد نوزاد، در امر مراقبت و
مواظبت او دخالت نمايند. زيرا تا نوزاد را در آغوش نگيريم و در غذا خوردن،
تعويض پوشك و.... او دخالت نكنيم نميتوانيم به طور عميق به او وابسته شويم. |
1.4 |
|
پنج سال اول زندگي، جهت پرورش و شخصيت كودك از مهمترين سالهاي رشد اوست و از
ميان اين سالها، اولين سال تولد مهمتر از بقّيه سالها ميباشد. زيرا عامل
بنيادي شكل بندي شخصيت كودك در اين سال تعيين ميشود و اين شكل بندي در ارتباط
با ادراك و تصوري است كه كودك از خود پيدا ميكند.
|
1.5 |
|
از تولد تا
18ماهگي: كودك در اين فاصله سنّي به دنياي اطراف خود اعتماد ميكند يا نسبت به
آن بياعتماد ميشود. اگر پدر و مادر نيازهاي كودك را مرتفع نسازند، احساس
اعتماد و اطمينان در كودك شكل ميگيرد و اگر نيازهاي او برآورده نشود، كودك
نسبت به محيط زندگي خود نامطمئن ميشود.
|
1.6 |
|
از 18ماهگي تا 3سالگي: اگر نيازهاي رشدي كودك بر طرف شده باشد، او به احساسي
از استقلال و خود مختاري ميرسد. اما اگر نيازهاي رشدي كودك بر طرف نشده باشد،
در او احساسي از خجالت ايجاد ميشود. اگر شما پدر و مادر كودك تازه به راه
افتاده هستيد به طور همزمان او را جالب و نيز خسته كننده ميبينيد. در اين سن
كودك، فاقد هر گونه ذهن منطقي است و ممكن است خودش را به خطر اندازد.
|
1.7 |
|
از 3تا
6سالگي: مرحلهاي است كه كودك يا صاحب ابتكار ميشود با تحت تأثير احساس گناه
قرار ميگيرد. كودك در اين سن و سال، منطقيتر از كودك نوپاست. صرف وقت كردن با
او جالب است. ميتواند حرف شما را درك كند و در فعاليتهايي با شما مشاركت
داشته باشد و اغلب ميخواهد محدوديتهاي خود را بيازمايد.
|
1.8 |
|
6تا
12سالگي: كودك احساس انگيزه و يا احساس حقارت پيدا ميكند. هر دو اين حالات
بستگي به اين دارد كه با او در مرحله قبلي رشد چگونه رفتار شده است. اشخاصي كه
از انگيزه و تلاش برخوردارند، مطالب و نقطه نظرهاي جديد را به راحتي ميآموزند
و نسبت به طرز كار و علل انجام آنها كنجكاوند..و كساني كه احساس حقارت دارند،
نسبت به كم و كيف و چگونگي انجام كارها بي علاقهاند.
|
1.9 |
|
12تا
20سالگي :اين سالها به سالهاي نوجواني مشهور است. دوراني است كه در آن بچهها
با مباحث هويت دست به گريبان هستند. كساني كه احساس هويت قوي دارند از يك
برداشت باثبات در قبال خويشتن برخوردارند كه به سادگي تغيير نميكند.اما كساني
كه در زمينه هويت با بحران رو به رو هستند، برداشت با ثباتي از خود ندارند.
|
1.10 |
|
زماني كه كودك اولين قدمها را برداشته و بتواند راه برود، كنجكاويش جهت شناخت
اشياء و دنياي اطرافش بسيار زياد ميشود. او ميخواهد به همه جا سر بكشد و همه
چيز را لمس كند و پدر و مادر را مجبور ميكند كه پيوسته مواظب و مراقب او
باشند. كسب اين تجارب باعث ميشود كه او نسبت به محيط اطراف اعتماد پيدا كرده
يا برعكس بي اعتماد و ترسو شود.
|
1.11 |
|
اگر محيط اطراف كودك به صورتي باشد كه نتواند كنجكاويهايش را
ارضاء كند (مثلا در خانهاي كه اشياء گران قيمت در اطراف كودك باشد و پدر و
مادر اجازه ندهند به آنها دست بزند بدون آن كه محلي برايش در نظر بگيرند كه او
بتواند آزادانه در آنجا بازي كند)، او كنجكاو بودن را كه موتور اصلي كشف دنيا و
محيط اطراف است، از دست ميدهد.
|
1.12 |
|
به والدين توصيه ميشود كه از همان ابتداي تولد نوزادشان، دقّت
نمايند كه محركهاي لازم را جهت پرورش ادراك در اختيارش قرار دهند. مثلا زماني
كه او را در حمام ميشويند، برايش آواز خوانده و با او صحبت كنند. درست است كه
او نخواهد توانست جواب بدهد ولي مغزش اين محركها را ضبط كرده و ادراك او را
پرورش خواهد داد.
|
1.13 |
|
اگر محيط اطراف كودك به صورتي باشد كه او بتواند بدون برخورد
با خطري، كنجكاويهايش را ارضاء كند، عضلاتش را به حركت در آورده و راه برود،
بدود، با آب و خاك و... بازي كرده، صداهاي تازهاي از دهانش خارج كند، روابط
اجتماعي خوبي با پدر و مادر برقرار مينمايد.
|
1.14 |
|
در تمام كشورهاي جهان كودكان از 2سالگي سخن گفتن
را ميآموزند و كسب اين قابليت جديد براي رشد و پرورش مغزي كودك بسيار با اهميت
ميباشد. او از اين به بعد سوالات متعددي را مطرح ميكند و ميخواهد دنياي
اطراف خود را كه در آن زندگي ميكند،بشناسد. والدين بايد با حوصله و صبوري لازم
به سوالات آنها جواب دهند و آنهارا بي اهميت جلوه ندهند.
|
1.15 |
|
شما بايد آپارتمان يا خانه خود را به صورتي منظم كرده باشيد كه قابل انطباق با
كودكتان باشد، نه آنكه فرزندتان را مجبور به انطباق با اتاق يا محل سكونت
بنمائيد. براي ما بزرگسالان پله براي آرام بالا و پائين رفتن است ولي براي كودك
مكاني براي دويدن، پريدن يا سُر خوردن است .جنب و جوش كودك از صبح تا شب به
منظور آزادسازي انرژيهاي درونش كاملا ضروري و لازم است
.
|
1.16 |
|
كودك براي كسب اعتماد به خود نياز به فعاليتهاي جسمي و فكري دارد. به همين دليل
والدين بايستي علاوه بر در اختيار قرار دادن امكان فعاليتهاي جسمي، محيط را
جهت پرورش نيروي فكري او نيز آماده نمايند. نشان دادن عكسهاي مختلف
افراد،اشياء و حيوانات در كتابها، استفاده از بازيهاي فكري، تعريف داستان و
قصّه، كمك زيادي به كودك مينمايد.
|
1.17 |
|
اگر نوزاد شير خود را خورده است و ناراحتي جسمي هم ندارد، بايد او را به حال
خود رها كرده تا در رختخواب خود به خواب رود. وقتي نوزاد هميشه در رختخواب خود
به خواب رفت، به زودي عادت ميكند كه رختخواب را با خوابيدن تداعي كند و مادر و
پدر را از گرفتاري برهاند. اين كار دليل بر نامهرباني والدين نيست و كودك احساس
رانده شدن از سوي آنها را نميكند.
|
1.18 |
|
والدين بايد كاملا متوجه باشند كه وقتي زمان خواب فرزندشان فرا ميرسد، نبايد
او را در آغوش خود بخوابانند و وقتي كه او را خواب آلود ميبينند، بايد فوري او
راببرند و در رختخوابش بگذارند. در غير اين صورت، نوزاد خيلي زود خواهد آموخت
كه فقط بايد در آغوش پدر، مادر يا...بخوابد.
|
1.19 |
|
والدين فكر ميكنند كه كودك بايستي در ساعت معيني و بدون هيچ گونه اعتراضي، خود
به رختخواب رفته و بخوابد. متأسفانه اين امر به سادگي صورت نميپذيرد. كودك
نياز دارد قبل از خوابيدن، پدر يا مادر برايش لالائي و قصه بگويند. در غير اين
صورت احساس ميكند كه ميخواهند خود را از دست او خلاص كرده يا او را به اندازه
كافي دوست ندارند
|
1.20 |
|
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
برگرفته
از
:
انتشارات تيمورزاده
) ) |
|